جاسوس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (ص.) خبرچین، آن که خبر یا پیغامی را از جایی به جای دیگر میبرد. ج. جواسیس.مترادفها و واژههای مرتبطخبرآور، خبرچین، خبرگیر، راید، کارآگاه، مفتش، منهیواژه قبلی: جاسرواژه بعدی: جاش