جاف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) زن بدکار، فاحشه. جاجاف، جفجاف نیز گویند.واژه قبلی: جاعلواژه بعدی: جافی