جام برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جام برداشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) شیشه یا آئینه را از پنجره برداشتن : شب روم بر بام آن مه چشم بر روزن نهم جام بردارم بجایش دیده ٔ روشن نهم . ذهنی اصفهانی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جام برداشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) شیشه یا آئینه را از پنجره برداشتن : شب روم بر بام آن مه چشم بر روزن نهم جام بردارم بجایش دیده ٔ روشن نهم . ذهنی اصفهانی (از ارمغان آصفی ).