جام حمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جام حمام . [ م ِ ح َم ْ ما ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طاسی که بدان آب بر سر ریزند : چنان زآتش آن چهره گرم شد صحبت که ساغر از عرق باده جام حمام است . تأثیر (از آنندراج ). و محتمل است که جام حمام بمعنی شیشه های کوچکی که درسقف حمام برای روشنی نصب کنند، و بر اثر گرمی حمام آن شیشه ها پیوسته عرق آلود است باشد. رجوع به ذیل جام شود.