جام خالی دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جام خالی دادن . [ م ِ دَ ] (مص مرکب ) قدح تهی به دست دیگران دادن . ◄ کنایه از فریب دادن . چه ساقی، سیه مست (بدمست ) را از روی امتحان جام خالی میدهد. (آنندراج ). از مصطلحات امتحان کردن ساقی هوش مست را. (غیاث اللغات ) : ساقی دوران به ما امروز در بزم طرب جام خالی میدهد گویا دلش از ما پر است . اشرف (از آنندراج ). دل مرا چون شیشه از بیمهری ساقی پر است زانکه هر ساعت بدستم جام خالی میدهد. حسن بیگ رفیع (از آنندراج ).