جام گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جام گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) جام را بر زمین گذاشتن . جام نهادن . جام را در جایی قرار دادن . جام را فرو گذاشتن . جام را ترک کردن : آن کس که ذوق باده برو تلخ مینمود بگذاشت جام شربت و میل شراب کرد. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی ).