جامع و مانع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جامع و مانع. [ م ِ ع ُ ن ِ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب ) در اصطلاح منطق، صفت حدی است که شامل تمام افراد خود بوده و بر غیر افراد خود صادق نباشد. آن تعریفی که همه ٔ افراد معرف را فرا گیرد و از دخول اغیار در تعریف مانع باشد حدی که طرد و عکس آن برمحدود درست آید: تعریف باید جامع و مانع باشد؛ حد باید مطرد و منعکس گردد، طرد و عکس باید صحیح باشد.