جامه دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
جامه دادن . [ م َ / م ِ دَ ] (مص مرکب ) تشریف پوشاندن . خلعت بخشیدن . پیراهن دادن . لباس بکسی دادن . تشریف : نیستم کعبه که در سالی دهی یک جامه ام یا نیم گردون که روزی بس بود یک نان مرا. کاتبی نیشابوری (از ارمغان آصفی ).