واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | تحفه‌الاحرار | بخش ۴۳ - حکایت صوفیی که در سماع غنای مغنیه خرقه فقر از سر برکشید و از لجه بی‌آرام بحر حقیقت به ساحت ساحل مجاز آرمید | واژه‌جو