واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | تحفه‌الاحرار | بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد | واژه‌جو