واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | تحفه‌الاحرار | بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتاد | واژه‌جو