واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۰ - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستاده | واژه‌جو