واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۸ - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می‌خورد و می‌گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار | واژه‌جو