واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۲ - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداخت | واژه‌جو