واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۴ - حکایت آن قاضی غریب که پادشاه بر وی غضب کرد و گفت که خانه‌اش را به غارت از هر چه دارد بپردازند و خایه‌اش را بیرون کرده خصی سازند | واژه‌جو