واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۴۰ - حکایت شخصی که زمین خرید و در آنجا گنجی یافت، برنداشت که از آن فروشنده است و فروشنده قبول نکرد که من زمین را و هر چه در وی بوده فروخته‌ام | واژه‌جو