واژه‌جو
معنی جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۴۷ - حکایت آن حکیم کشتی شکسته رخت به دریا فکنده که بعد از نجات به واسطه حکمت به درجات رسید | واژه‌جو