جان در بینی رسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان در بینی رسیدن . [ دَ بی رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) بغایت تنگ و ستوه آمدن از زندگانی . (بهار عجم ) (آنندراج ). مشرف بمرگ گشتن . بحال مرگ درافتادن : تا تو از چشم لطف در بینی جان مردم رسید در بینی . میرخسرو دهلوی (از بهار عجم ). ◄ عاجز و مغلوب شدن . (مجموعه ٔ مترادفات ).