جان در قدم ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان در قدم ریختن . [ دَ ق َ دَ ت َ ] (مص مرکب ) جان در پای کسی ریختن . جان را فدای کسی کردن : گرت جان در قدم ریزم هنوزت عذر میخواهم که از ما خدمتی ناید چنان لایق که بپسندی . سعدی . رجوع به جان در قدم کردن شود.