جان در یک قالب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان در یک قالب . [ ن ِ دَ ی َ / ی ِ ل ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کمال محبت و اخلاص که به اتحاد و یگانگی کنند و در عرف یکجان و دو قالب گویند لیکن مستشهد آن یافته نشده . (بهار عجم ) (آنندراج ). عاشق پاک . (ناظم الاطباء). دوست یگانه . دوست خالص مخلص : پشت و روشان است یکجان چون ورقهای کتاب همنشینانی که با هم جان در یک قالب اند. محسن تأثیر (از بهار عجم ) (آنندراج ). پشت سر یاری که باشد رسم او بیگانگی پیش رو چون حرف مدغم جان در یک قالب است . محسن تأثیر (از بهار عجم ) (آنندراج ).