جانعلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جانعلی . [ ع َ ](اِخ ) نام محلی در کنار جاده ٔ قزوین و رشت که در میان سراوان و قاضیان در ٣١٦٠٠٠ گزی تهران واقع است .
جانعلی . [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نازیل بخش خاش شهرستان زاهدان واقع در ٧٠ هزارگزی شمال باختری خاش کنار شوسه ٔ خاش به زاهدان . محلی است جلگه، گرمسیر، معتدل و سکنه ٔ آن ١٥٠ تن است زبان بلوچی، آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، ذرت، لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری و راه آن شوسه است مردم آن ازطایفه ٔ ریگی هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
جانعلی . [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر و کلیایی شهرستان کرمانشاه . واقع است در ٤٥ هزارگزی شمال سنقر و ٢ هزارگزی آلمادین . محلی است کوهستانی و سردسیر و سکنه ٔ آن ٧٨ تن است . آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و توتون است و شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).