جانفرسای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جانفرسای . [ ف َ ] (نف مرکب ) یعنی آنچه نقصان کننده ٔ عمر بود. (شرفنامه ٔ منیری ). فرساینده ٔ جانها. آزاررساننده . موذی . (ناظم الاطباء) : بارها نوعروس جانفرسای دست در دامنش زدی که درای . سعدی . ◄ نفرت انگیزنده . ◄ موجع. دردناک . (ناظم الاطباء).و رجوع به جانفرسا و جان فرسودن شود.