جانور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ وَ) (اِص.) ۱- زنده، جاندار. ۲- حیوان. ؛ جک و ~ جانوران گوناگون به ویژه حشرات موذی.مترادفها و واژههای مرتبطجاندار، حیوان، دابه، دد، سبع، وحشجاندار ≠ آدمی، انسانواژه قبلی: جانمازواژه بعدی: جانورشناسی