جانونتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جانونتن . [ نو ن ِ ت َ ] (هزوارش، مص ) بزبان زند و پازند بمعنی بودن باشد. (برهان ). این کلمه هزوارش است و نظائر آن در پهلوی بمعنی بودن است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جانونتن . [ نو ن ِ ت َ ] (هزوارش، مص ) بزبان زند و پازند بمعنی بودن باشد. (برهان ). این کلمه هزوارش است و نظائر آن در پهلوی بمعنی بودن است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).