جانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص نسب.) گرامی، عزیز.[ ع. ] (اِفا.) جنایتکار.مترادفها و واژههای مرتبطصمیمی، عزیز، گرامی، یکرنگآدمکش، تبهکار، جنایتکار، قاتل ≠ دورنگ، دورو،سلیم، بیآزارواژه قبلی: جانگزاواژه بعدی: جانیه