واژه جو

جای دندان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جای دندان . [ ی ِدَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوشتی که دندانها از آن روید و بعربی لثه خوانند. (بهار عجم ) : آن زمانم که حسرت نان بود جای نانم بکام دندان بود این زمانم که نان در انبانست جای دندان بجای دندانست . شعوری کاشی (از بهار عجم ).

معنی جای دندان | واژه جو