واژه جو

جای گرم داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جای گرم داشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از قرار و آرام گرفتن در جای . (بهار عجم ) (آنندراج ). در جائی قرار و آرام گرفتن و بمراقبه رفتن . (ناظم الاطباء). جای گرم کردن . (بهار عجم ) (آنندراج ) : میگذارم دل در آن کو چون بغربت میروم بعد من تا چند روزی گرم دارد جای من . ملانسبتی (از آنندراج ). رجوع بجای گرم کردن شود.

معنی جای گرم داشتن | واژه جو