جایگزین کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جانشین کردن، جا زدن، گنجاندن، تعویض کردن، عوض کردن، بهجای دیگری گذاشتن، تبدیل کردن، مبادله کردن، ردوبدل کردن، تسعیر کردن، معاوضه کردن، تبادل کردن، تجارت کردن جابهجا کردن، منتقل کردن مصالحه کردن، سازش کردن ازپی آمدن جای کسی حرف زدن، وکیل بودن، بهنیابت عمل کردن بر زدن کانال عوض کردن، موج عوض کردن تلافی کردن بااستعاره گفتن
جابهجا کردن