واژه جو

جاییدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جاییدن . [ دَ ] (مص ) جاویدن . جویدن . جاییدن، شکل دیگر است از جویدن بمعنی خرد و نرم کردن چیزی در دهان و این لغت هم اکنون در بعضی نقاط خراسان بمعنی مذکور متداول است . (از حواشی و تعلیقات فیه مافیه چ فروزانفر).

معنی جاییدن | واژه جو