جباربردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جباربردی . [ ج َب ْ با ؟ ] (اِخ ) ابن توقتمص خان . سی ودومین فرمانروای دشت قبچاق است .اینان سی ونه تن از اولاد جوجی خان بودند که بترتیب تاسال نهصد و بیست و نه هجری بر آن سرزمین سلطنت میکردند. (از حبیب السیر چ خیام ج ٣ صص ٧٥ - ٧٦). بنقل معجم الانساب وی در ٨١٨ هَ .ق . به حکومت رسید. (معجم الانساب ج ٢ ص ٣٦٦). در تاریخ طبقات سلاطین اسلام نام وی جبر بردی ضبط شده و حکومت وی را در حدود ٨١٨ هَ . ق . نوشته است . (تاریخ طبقات سلاطین اسلام مقابل ص ٢٠٦).