جبر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(جَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) کسی را به انجام کارهایی واداشتن. ۲- اصلاح کردن با زور و قهر. ۳- (اِ.) اکراه، ناچاری. ۴- نام یکی از مباحث ریاضی. ۵- شکسته بندی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(جَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) کسی را به انجام کارهایی واداشتن. ۲- اصلاح کردن با زور و قهر. ۳- (اِ.) اکراه، ناچاری. ۴- نام یکی از مباحث ریاضی. ۵- شکسته بندی.