جبر
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
الزام، التزام، اقتضا، ناچاری، ضرورت، بایستی، باید، اجبار، فقدان انتخاب، ناگزیری تقدیر، وجوب، ازپیش تعیینشدگی، اتفاقات، اوضاع قانون طبیعت، نیروهای طبیعی، حوادث قهری و غیرمترقبه، فورس ماژور، مایه هلاک، اجبار منطق، نتیجه لازم، اثبات تکلیف، وظیفه ضرورت، نیاز، فقر غریزه، شم آش کشک خاله