جبهه سای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبهه سای . [ ج َ هََ / هَِ ] (نف مرکب ) آنکه پیشانی به خاک مالد. کنایه از متواضع. فروتن . فرمانبردار. و شاید کنایه از نمازگزار هم باشد. صاحب آنندراج در ذیل این لغت آرد: سجده گر : بدولت خاکساران میرسند از این مکان دانش ! وزین درگاه سر بر چرخ ساید جبهه سایان را. دانش (از آنندراج ). جبهه سا. رجوع به جبهه سا شود.