جبون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ بُ) [ ع. ] (ص.) ترسو، بزدل.مترادفها و واژههای مرتبطبزدل، ترسو، جبان، کمجرات ≠ شیردل، شجاعواژه قبلی: جبهه گرفتنواژه بعدی: جبیره