جخادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جخادی . [ ج ُ ](اِخ ) محمدبن اسماعیل، مکنی به ابوعلی . محدث و حافظاست . وی از احمدبن علی استاد و جز او روایت کند و ابومحمد عبدالعزیزبن محمد نخشبی از او روایت دارد. تولد او در ٤١٧ هَ . ق . بوده است . عمرانی او را بتقدیم خا و دال مهمله ذکر کرده است . (از معجم البلدان ).
جخادی . [ ج ُ دی ی ] (ع اِ) جام بزرگ که در آن شیر دوشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (قطر المحیط). صحن . (ذیل اقرب الموارد). سنگی که شیر درآن دوشند. (تکمله، از ذیل اقرب الموارد). الصخر یحلب فیه . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ (ص ) شترسطبر. (منتهی ◄ سطبر از هر چیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ذیل اقرب الموارد) (قطر المحیط).