جخاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جخاف . [ ج َخ ْ خا ] (ع ص ) فخرکننده زیاده از حد خویش . (آنندراج ). نعت است از جَخف . (منتهی الارب ). متکبر. (قطر المحیط). ♦ رجل جخاف ؛ صاحب فخر و تکبر. ♦ غلام جخاف ؛ بهمان معنی است . (از ذیل اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جخاف . [ ج َخ ْ خا ] (ع ص ) فخرکننده زیاده از حد خویش . (آنندراج ). نعت است از جَخف . (منتهی الارب ). متکبر. (قطر المحیط). ♦ رجل جخاف ؛ صاحب فخر و تکبر. ♦ غلام جخاف ؛ بهمان معنی است . (از ذیل اقرب الموارد).