جخشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جخشیدن . [ ج َ دَ ] (مص ) چین دار شدن . درهم کشیده شدن . منقبض گشتن . پیچیده شدن و تابیده شدن و پیچ در پیچ شدن . ◄ سخت رنج بردن و کوشش کردن در هر کاری . ◄ چیزی را از علامت و نشان وی شناختن . ◄ ناگهان ترسیدن و از جای جستن کره ٔ اسب . (ناظم الاطباء).