جد حفصی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جد حفصی . [ ج َدْ دِ ح َ ] (اِخ ) سیدجلیل ماجدبن هاشم بن علی بن مرتضی بن علی بن ماجد حسینی امامی صادقی جد حفصی، مکنی به ابوعلی و معروف بسید بحرینی . محدث شیعی و ازمشایخ ملامحسن فیض کاشانی است . وی سیدی ادیب و محققی دقیق و در جودت تألیف و فصاحت و بلاغت تعبیر و دقت نظر کم نظیر است . او اول کسی است که در شیراز به نشر حدیث پرداخت و بجهت ذوق شعری و فصاحت بیان در دل ارباب ادب جای داشت و با ابوبحر خطی دوستی و اتحاد و مناظره ٔ شعری داشت . و از جمله برگزیده اشعار وی قصیده ٔ معروفی است که در مرثیه ٔ حضرت حسین (ع ) گفته و اول آن چنین است : بکی و لیس علی صب بمعذور. (از روضات الجنات ص ٥٤٩). و رجوع به ابوعلی ماجد در شود.
جد حفصی . [ ج َدْ دِ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به جد حفص . (از روضات الجنات ).