جدای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدای . [ ج ُ ] (ص ) جدا، با زیادت یا است . (شرفنامه ٔ منیری ) : بپژمرد گل و ماند گلاب پیوسته از آن سپس که ز گل میشود گلاب جدای . سپاهانی (از شرفنامه ٔ منیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدای . [ ج ُ ] (ص ) جدا، با زیادت یا است . (شرفنامه ٔ منیری ) : بپژمرد گل و ماند گلاب پیوسته از آن سپس که ز گل میشود گلاب جدای . سپاهانی (از شرفنامه ٔ منیری ).