جدایی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جُ) (حامص.) ۱- دور از هم بودن. ۲- تنهایی.مترادفها و واژههای مرتبطدوری، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجرانطلاقانفکاکواژه قبلی: جداگانهواژه بعدی: جدب