جدا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جُ) (ص.) ۱- سوا، دور از هم. ۲- تنها، منفرد. ۳- ممتاز، مشخص.مترادفها و واژههای مرتبطسوا، مستثناقطع، واتنها، فرد، مطلقه، مطلق، منفرد، مهجورواژه قبلی: جدواژه بعدی: جدار