جدا
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سوا، مجزا، دورافتاده غریبه، خارجی، بیرونی تک، تنها، تکوتنها، بیکس مستقل گسیخته، ازهمگسیخته، باز منفصل، متمایز، مفروز، متباین، علاحده (علیحده) مقسوم، قسمتشده، بخششده جداگانه
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سوا، مجزا، دورافتاده غریبه، خارجی، بیرونی تک، تنها، تکوتنها، بیکس مستقل گسیخته، ازهمگسیخته، باز منفصل، متمایز، مفروز، متباین، علاحده (علیحده) مقسوم، قسمتشده، بخششده جداگانه