واژه جو

جدول کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جدول کشیدن . [ ج َدْ وَ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) جوی بندی کردن . نهرکشی کردن . جدول بندی . رجوع بجدول بندی شود. ◄ شکل جدول ضرب یا جدولهای دیگر کشیدن . نظیر پیرامون صفحات کتاب خطوط موازی رسم کردن : گر فتد پرتو رخسار تو در ساغر می جدول نورکشد چون مژه رگهای مرا. طاهر وحید (از آنندراج ).

معنی جدول کشیدن | واژه جو