جذامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذامة. [ ج ُ م َ] (اِخ ) بنت حارث بن عبدالعزی . خواهر رضاعی رسول اکرم (ص ) است . و این کلمه بصورتهای جدامه، حذافة و شیماء نیز ضبط شده است . (از حاشیه ٔ امتاع الاسماع ص ٦).
جذامة. [ ج ُ م َ ] (ع اِ) باقیمانده از کشت دروده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). باقیمانده ٔ از کشت دروکرده شده . (ناظم الاطباء). باقیمانده از کشت دروده . (آنندراج ). من الزرع ؛ مابقی بعدالحصد. ◄ بن هر چیز. جَذامَه . اصل الشی ٔ و قدیفتح . (اقرب الموارد).