جذامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذامی . [ ج ُ ] (ص نسبی ) آنکه بیماری جذام دارد. آن کس که مبتلا به مرض جذام باشد. ◄ منسوب بجذام که نام قبیله ای است . (از الانساب سمعانی ).
جذامی . [ ج ُ] (اِخ ) روح بن زنباع . رجوع به جذام روح بن ... شود.
جذامی . [ ج ُ ] (اِخ ) محیی الدین عبداﷲبن عبدالظاهرمصری، مکنی به ابوالفضل . شاعر و نویسنده ٔ خوش ذوقی بود که در انشاء پیرو طریقه ٔ فاضلیه و شیخ اهل ترسل بود. وی پدر قاضی فتح الدین محمد مؤلف دواوین انشاء است و سبک تازه و باحلاوتی داشته و در قاهره بسال ٦٩٢م . وفات یافته است . او راست : الالطاف الخفیه من السیرةالشریفة السلطانیة الاشرفیة. (از معجم المطبوعات ).