جذرگشای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذرگشای . [ ج َ گ ُ ] (نف مرکب )گشاینده ٔ جذر. آنکه جذرعدد اصم را معلوم کند. در بیت زیر کنایه از ظفر یافتن بر مشکلات است : تخته ٔ خاک رزم را جذراصم شده ظفر خنجرشه چو هندویی جذرگشای معرکه . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذرگشای . [ ج َ گ ُ ] (نف مرکب )گشاینده ٔ جذر. آنکه جذرعدد اصم را معلوم کند. در بیت زیر کنایه از ظفر یافتن بر مشکلات است : تخته ٔ خاک رزم را جذراصم شده ظفر خنجرشه چو هندویی جذرگشای معرکه . خاقانی .