جذل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذل کردن . [ ج َ ذَک َ دَ ] (مص مرکب ) شادمانی کردن . شادی : در دل تراهواست که با من جدل کنی در دل مرا مراد که با تو جذل کنم . سوزنی . رجوع به جذل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذل کردن . [ ج َ ذَک َ دَ ] (مص مرکب ) شادمانی کردن . شادی : در دل تراهواست که با من جدل کنی در دل مرا مراد که با تو جذل کنم . سوزنی . رجوع به جذل شود.