جذوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذوی . [ ج َ ] (اِخ ) اصل وی از الوس جغتایی و در اصفهان نشو و نما یافته هم در آنجا فوت شده است . از اوست : عاشق و بدنام اگر گشتم دلم باری خوش است عاشقی بدنامیی دارد ولی کاری خوش است . (از آتشکده آذر چ قدیم ص ١١). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.