جذیذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذیذ. [ ج َ ] (ع اِ) پِست . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). پِست . و سویق . (ناظم الاطباء). سویق . (اقرب الموارد) (شرح قاموس ). و منه : سقاهم الجذیذ و الشراب اللذیذ. (از اقرب الموارد). جذیذة. ◄ (ص ) بریده . (منتهی الارب ). فعیل به معنی مفعول است از جذ به معنی قطع. (از معجم البلدان ).
جذیذ. [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک مکه . و بدین معنی بدون الف و لام است . (از شرح قاموس ) (ناظم الاطباء).