جر زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جِ. زَ دَ) [ ع. ] (مص ل.) (عا.) دبه درآوردن، لجبازی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جِ. زَ دَ) [ ع. ] (مص ل.) (عا.) دبه درآوردن، لجبازی کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جر زدن . [ ج ِ زَ دَ ] (مص مرکب )در تداول عامه دغا و دغل و در قمار، انکار قرارداد یا باخته ٔ خود در قمار، نکول پس از قبول، انکار پس از قراردادی بین الاثنین . (یادداشت مؤلف ) : جر بزنی جرنزنی برده ای خوب رخی هرچه کنی کرده ای . ایرج میرزا. رجوع به جر شود.